تازه ها




نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: من و من و باز هم من

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    کاربر باشگاه
    تاریخ عضویت
    ۱۳۹۲ دي
    شماره عضویت
    1319
    نوشته ها
    13
    Points
    134
    Level
    1
    Points: 134, Level: 1
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    تشکر
    17
    تشکر شده 28 بار در 12 ارسال
    Rep Power
    0

    من و من و باز هم من

    امروز صبح طبق معمول هميشه از خواب برخواسته و مشغول شستن دست و صورت خود شدم وقتي به صورتم آب ميزدم به چشمان خودم در آينه نگاه کردم و مدتي به آن خيره شدم چقدر اين نگاه برايم آشنا بود نه به آن جهت که صاحب آن نگاه بودم از آن جهت که اين نوع ديدن را هر روز در تمام نقاط شهر مي بينم و آن چيست؟عرض ميکنم...


    در پياده روي خيابان قدم ميزنم و چشم در چشم پيرمردي ميشوم مدتي به او زل ميزنم تا از کنار هم رد ميشويم در حالي که به چشمهاي هم خيره شده بوديم.در طول مدتي که بهم نزديک ميشديم با خود ميگفتم يعني اين مرد مسن چيزي از اقتصاد و پيشرفت علم مي داند!?آيا ميداند در دنيا چه ميگذرد؟به خود گفتم فکرش را بکن که براي او بنشيني و از قابليتهاي گوشي جديد شرکت سامسونگ بگويي،خنده ام گرفت و با لبخندي او را نگاه کردم.براي يک لحظه بعد از رد شدنش برگشتم و به او دوباره نگاه کردم،ديدم او نيز برگشته و سر تا پاي مرا مينگرد و لبخندي ميزد و سري تکان ميداد و همچنان آرام به قدم زدن ادامه داد و رفت.به خود گفتم چه در فکرش گذشت؟شايد او نيز به خيال خود ميگفت يعني اين جوان خام نادان ميخواهد اوضاع مملکت را بهتر کند در حالي که هنوز درست قدم بر نميدارد در زمان جواني من 100 نفر مثل اين را حريف بودم و.يا چيزي مانند آن.
    بله اين نوع نگاهها نسبت به هم يکي از مشکلات اصلي ماست.کشوري که جوانش پير را ناآگاه ميداند و پيرش جوان را خام نادان.
    کشوري که همه ميدانند چه بايد بکنند ولي باز هر روزشان بدتر از روز قبل است.
    اينکه من ميدانم بايد فلان کرد.اگر من بودم فلان ميکردم.به من جرات نميکرد فلان بگوييد و من و من و من..
    اينه بدون علم و آگاهي نسبت به طرف مقابل خود را برتر و داناتر از او ميدانيم و زماني که پاسخي نميشنويم لبخندي از رضايت ميزنيم و با خود ميگوييم جواب دندان شکن و محکمي دادم و ساکت شد.
    بدون اينکه از او نظرش را بپرسيم و يا خواهان توضيح در مورد حرفي که بيان کرده باشيم نکند که شايد او علم و تحصيلات بالاتري در مورد آنچه من در موردش حرف ميزنم را داشته ولي
    بحث با مثل من را بيهوده ميداند.
    چند سال پيش مقاله اي از من تحت عنوان ثروت عليه ثروت منتشر شد که در آن اصطلاحاتي بيان کردم که براي اولين بار توسط خود من به کار گرفته شده بود.ماهها بعد در جمعي،دوستان شروع به صحبت کردند و از مقالات خودم برايم دليل مي آوردند و ميخواستند مرا محکوم کنند و جالبتر اينکه از اصطلاحات خودم نيز استفاده ميکردند کم مانده بود بگويند مقاله ما را در مورد ثروت عليه ثروت بخوان..ميخواستم بگويم آقاجان اينها را شما از کجا خوانده ايد آن مقاله گفته من است.اما لحظه اي صبر کردم و گفتم چرا چنین کنم.لبخندی زدم و سعی کردم همه چیز را نشنیده بگیرم.
    آيا شده احساس کنيم که خيلي عقب افتاده ايم و بايد خودمان را به ديگران برسانيم.
    آيا شده فکر کنيم شايد در جمعي که در آن حظور داريم اطرافيان اطلاعاتشان و تفکراتشان قويتر و بالاتر و بهتر از ما باشد.
    شده است در خیابان با دید اینکه من کاملترینم قدم بر نداریم.
    شده خود را ناتوان حس کنیم و یا اینکه خیلی از زمانه عقب افتاده ایم.
    انسان تازماني که احساس ناتواني و ناداني کند ياد ميگيرد و پيش ميرود و آنجا که احساس رضايت و دانايي کرد متوقف ميشود.اما واقعا چقدر با کمال فاصله دارد اين نکته ايست نا معلوم برای خود فردی که در گود تفکرات پوچ قرار گرفته.اين است که فردي مانند آلبرت انشتين هر روز درگير فرمولهاي جديد فزيک بود و يکي مشغول کار روي ماشينهاي نسل بعد.کشورهاي پيشرفته کارگران و کارمندان و مردمي فعالتر دارند و کشورهايي مانند کشور ما که خود را سر تر و بافرهنگ تر و بالاتر ميدانيم ته جدول کاري و پيشرفت هستيم.
    در آن جوامع مردم در مهمانيها و جمعهاي دوستانه بيشتر حرف از شکستها و ناکاميهاي خود ميزنند تا به دوستان خود تجربه بياموزند و آنها نيز متقابلا همين کار را ميکنند
    اما در اينجا همه حرف از خرد و شجاعت و پيروزيهاي خود ميزنيم تا به جمع بفهمانيم که عاقل تريم.اگر هم يکي از ضعف يا شکست خود بگويد با تمسخر و نيشخند او را سرزنش کرده و ميگوييم اگر من بودم فلان کار را ميکردم.به صفحه شخصي يک فوتباليست حمله ميکنيم و بعد ميگوييم يک عده نادان بودند اما خود ما صدها بار در طول روز بدتر عمل ميکنيم.آنها در دنياي مجازي و روي صفحه شخصي يک بازيکن و ما در مکانهاي مشابه ديگر.برخورد و گفتاري متفاوت که اگر در يک ترازو بگذاري مثال يک طرف سنگ يک کيلويي و سمت ديگر جنس مورد نظر با همان اندازه سنگيني درست است که از لحاظ مادي فرق ميکنند اما هر دو به يک اندازه سنگين هستند و کفه ترازو را برابر میکنند حال سنگ باشد یا شکر فرقی نمیکند.
    شده به خود ترديد دهيم که شايد تفکرات ما اشتباه است.
    شده از حرف خود برگرديم و البته اما اگر چنين شود آن را توجيه ميکنيم و ميگوييم امروز داناي تمام و کماليم آن روزها اشتباه ميکرديم و اگر باز عوض شويم ميگوييم امروز پخته تر شديم.اگر اشتباه گذشته را بپذيريم به خاطر نمايش پيروزي امروزمان است و هيچگاه نميگوييم که باز نياز به داناتر شدن داريم.
    در پشت کامپوتر در دنياي مجازي قهرمان ميشويم و مشغول نصيحت و در زندگي روزمره 1000 بار با شعارهايمان فاصله داريم میگوییم از دروغ بیزاریم و خود در ساده ترین موارد دروغ میگوییم تا حقیقت خود را ثابت کنیم. اگر صفت خوبي نسبت دهند که در ما نباشد با اين وجود خوشحال ميشويم و بدي که در ما باشد و گوش زد شود حتي اگر حقيقت محض باشد آزارمان ميدهد.
    دم از کوروش و ايران باستان ميزنيم در حالي که از همکيش و همسايه خود نفرت داريم و ميخواهيم مجازاتشان کنيم.حق و حقوق مساوي زن و مرد را تفکر مثبت و پیشرفته ميدانيم ولي
    پشت فرمان که مينشينيم ميگوييم زنها راننده نميشوند و زن را چه به رانندگي.
    از نژاد پرستي بد ميگوييم و خودمان صدها جوک قومي تعريف ميکنيم.
    از مردم بد ميگوييم اما خودمان را مجزا ميدانيم و ميگوييم من فرق دارم چون فلان کار را نکرده ام و اما کار کرده خود را نميبينيم
    بله من و من و من و تا ياد نگيريم که کي من و من و من هاي ما باید تبديل به ما و ما و ما شود


    همين است اين همين کاسه همين آش
    که بار از پشت ما کس بر ندارد و جز انگشت ما آن را نخوارد.

    متن نوشته شده توسط: ابراهیم رسول زاده
    ​که مازندران شهر ما یاد باد......همیشه بر و بومش آباد باد

  2. 2 کاربر مقابل از Red_Viper عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Khosro (دوشنبه ۰۹-۱۰-۱۳۹۲),Scorpion (دوشنبه ۰۹-۱۰-۱۳۹۲)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره گویندگان بدون مرز
گویندگان بدون مرز،بنیانگذارگویندگی اینترنتی درفضای مجازی وب،توسط مبتکرایرانی سیدحاتم هاشمی درسال1389راه اندازی شده وباحمایت و تلاشهای خسروبهنوری ودیگرمدیران وپرسنل زحمت کش آن،به عنوان یکی ازبرترین سایتهای کارآفرین کشور،به دنبال گسترش صدابازیگری وگویندگی به زبان فارسی می باشد .
دوستان و حامیان