بله یکسال دیگر هم با پستی و بلندی ، کم و زیاد ، شادی و اندوه ، مرگ و زندگی سپری شد و گذشت آنچه گذشت ... برای عده ای سال گذشته پر از تلخی و ناکامی و غم و اندوه بود و برای عده ای پر از سرزندگی و شادی و امیدواری ... تمام صحبت های سال خوب و بد هم بر می گردد به حال و احوال انفرادی و جمعی ساکنان یک منطقه از کره پهناور زمین ! ... با تصور خوب یا بد بالاخره یک دوره سال شمسی سپری شد البته با یک نصفه روز بیشتر ... می گویند سالی که گذشت به نام میمون بوده و امسال به نام خروس ! حالا چه حکمتی دارد که سالها را متعلق به حیوانی خاص بدانیم تاریخ محکمی بر اساس علم باستانشناسی به زبان فارسی ندیدم .




اما جسته و گریخته در ویکی پدیای فارسی که به عنوان منبع اطلاعات عمومی استفاده می شود و اکثر اطلاعات آن منشاء علمی ندارد آمده است که :


گاه شمار دوازده گانه حیوانی اختراع بیابانگردان ، هندیان و تبتی ها بوده است . نخستین نمونه استفاده از آن در نامه ای است که به سال ۵۶۴ م به نایب السلطنه «چو» ی شمالی، از طرف مادرش نگاشته شده است. در این نامه به او یادآوری کرده که او در سال مار، و برادرانش به ترتیب در سال های موش و خرگوش به دنیا آمده اند.


محمود کاشغری نیز در کتاب دیوان لغات الترک منسوب به قرن پنجم هجری شرحی درباره این تقویم آورده است که نخستین شرح درباره این تقویم است. او می نویسد: ترکان نام دوازده گونه از جانوران را گرفته و به عنوان نام برای دوازده سال برگزیده اند.سال های عمر کودکان، تاریخ نبردها و قهرمانی ها و دیگر چیزها را با گردش سال های دوازده گانه می شمارند و به یاد می سپارند . او می افزاید: ترکان گویند در هر یک از این سال ها حکمتی نهفته است که بدان تفال می کنند و آن را فرخنده و مبارک می شمارند. مثلا وقتی سال گاو وارد می شد، نبردها و قهرمانی ها فزونی می یافت زیرا گاوها به هم بسیار شاخ زنند و در ستیز باشند در سال مرغ (یا خروس امروزی ) طعام فراوان شود اما در میان مردم تشویش و نگرانی پدید آید. سال تمساح (در تقویم اقتباسی فارسی سال نهنگ)، باران فروان رخ دهد و بدین ترتیب برای هر سال و حیوان منصوب به آن حکمتی را در نظر گرفته اند .


امروزه ما نمی توانیم بگوئیم ، آنچه گذشتگان بیان داشته اند خرافه محظ است یا منشاءی علمی و تجربی داشته زیرا پیدا کردن سر چشمه این گونه اعتقادات تاریخی خود نیازمند کندو کاوی تخصصی و علمی است تا حقیقت را برایمان آشکار سازد .


این دوازده حیوان عبارتند از: موش، گاو، پلنگ(یا ببر)، خرگوش(یا گربه)، نهنگ(یا اژدها)، مار، اسب، گوسفند(یا بز)، میمون، مرغ (یا خروس)، سگ و خوک.


حکایت هر چیزی باشد همین قدر می دانیم که در نزدیکی قرن چهاردهم شمسی هنوز هم اعتقاد عامه مردم آمیخته با حیوانات دوازده گانه است و سرنوشت و ناکامی و خوش کامی و تفال خویش را متاثر از این دوازده حیوان می دانند ، در صورتی که واقعیت چیز دیگریست این حیوان سیزدهم یعنی انسان است که با راه و روش های غلط یا درست در حال ساخت سرنوشت های گوناگون برای خود و دیگر موجودات است ... اوست که می تواند باعث صلح و آرامش و سلامتی همه موجودات گردد و هم اوست که در حال حاضر کمر به نابودی خود و دیگر موجودات جهان بسته است !!!

بیائید در سال جدید و آفرینش مجدد زیبائیهای طبیعی ، با خود و با طبیعت و موجودات آن آشتی کنیم و دست از ستیزه جوئی و نابودی زمین برداریم


سید حاتم هاشمی